پایگاه خبری – تحلیلی اتوآنلاین
امروز : جمعه ۲۰-۱۲-۱۳۸۹

هر مدیری تن به کاهش قیمت دهد ورشکست خواهد شد

هر مدیری تن به کاهش قیمت دهد ورشکست خواهد شد

هر مدیری تن به کاهش قیمت دهد ورشکست خواهد شد

اتوآنلاین :  تعجب من این است که چرا منتقدان گرانی خودرو، افزایش ۲٫۵ برابری قیمت ارز یا افزایش ۴۰ درصدی نرخ تورم را نمی بینند که ریشه‌های این بحران هستند اما ۱۰۰ درصد افزایش قیمت خودرو دیده می‌شود.

به گزارش «اتوآنلاین» به نقل از خبر آنلاین سعید لیلاز، تحلیل گر مسائل اقتصادی به طور مفصل نظام قیمت گذاری صنعت خودرو ایران را مورد بحث و بررسی قرار داده است.
*شگفت‌انگیز است که یک عده کارشناس و دست‌اندرکار باشند و بگویند مثلاً بوی توطئه از این قضیه (گرانی خودرو) به مشام می رسد!

* اگر تولید یک خودرویی نصف شود و تقاضایش ۴۰ درصد افزایش پیدا کند، آیا باید قیمتش ثابت بماند؟ آیا این فرض در علم اقتصاد پذیرفتنی و معقول است؟ بدیهی است که معقول نیست. اتفاقی که افتاده این است که عرضه در این مورد خاص نصف شده است تقاضا نه‌تنها کاهش پیدا نکرده بلکه تقاضای موثر هم حداقل۴۰ درصد افزایش پیدا کرده است. این ۴۰ درصد چیست؟ این ۴۰ درصد شاخص تورم است.

*من فکر می‌کنم افزایش قیمت بین ۱۲۰ تا ۱۵۰ درصد در خودرو کاملاً طبیعی و بدیهی است. وقتی نرخ ارز ،۱۱۰۰ تومان است و یکباره این نرخ به ۲۵۰۰ تا سه هزار تومان افزایش پیدا کرده، از طرف دیگر سپرده‌گذاری برای گشایش اعتبار که مثلاً ۱۰ درصد کالا یکباره شده ۱۲۰ درصد کالا که به معنی ۲۰ تا ۲۵ درصد افزایش نیاز به منابع مالی است و این باعث افزایش شدید هزینه‌های مالی شرکت‌ها می‌شود در واقع سمت خرید خارجی‌اش را تشکیل می‌دهد و سمت خرید داخلی‌اش تابع نرخ تورم است، قیمت تمام‌شده‌اش هم بالا می‌رود.

* دولت نهم و دهم روی منابع اقتصادی توجه ویژه‌ای داشته است. اولین تغییرات مدیریتی که آقای احمدی‌نژاد انجام داد در مجموعه شستا بود و عمده‌ترین تغییرات روی بانک‌ها اتفاق افتاد. تا آذر سال ۱۳۸۴ هیچ بانکی نبود که مدیرعامل‌اش عوض نشده باشد. حتی بانک‌های خصوصی درجه یک مانند پارسیان که آن موقع از بانک تجارت هم جلو افتاده بودند مدیرعامل‌اش عوض شد.

* من خودم اطلاع دارم قطعه‌سازی شش ماه در نوبت دریافت طلبش بوده است. در همین حوزه فساد شکل گرفته بود حتی در سطح مدیریتی مالی‌اش هم پول می‌گرفتند چک‌های یکی را زودتر می‌دادند و چک‌های دیگری را دیرتر می‌دادند. بعد که دیدند نمی‌شود، نمی‌توانند در برابر توفان واردات از چین مقاومت کنند .

*شما رسماً اداعا می‌کنید که مثلاً میزان ساخت خودروتان ۷۰ درصد است در حالی که عملاً ممکن است ۴۰ درصد هم نباشد . قطعه‌ساز از خارج وارد می‌کند و بدون اینکه رکوردی ثبت شود یا جایی اعلام شود یا جایی گفته شود در حالی که شعارها همه روی این است که ساخت خودرو داخل جلو است. یکباره می‌بینید که با افزایش قیمت ارز بیشترین کاهش تولید خودرو در حوزه پراید اتفاق می‌افتد.

*از خیلی قبل هم پیش بینی این اتفاق(گرانی خودرو) را می کردیم. ببینید این اتفاق ممکن است برای بقیه صنایع هم بیفتد. هر جایی که دولت پا بگذارد بیخ گلوی تولید کننده و بگوید باید به این قیمت بدهید، این اتفاق ممکن است در مقطعی رخ دهد. مگر در صنایع غذایی این اتفاق نیفتاد. یا بخش های دیگر.

* خودرو یک کالای سیاسی است. اقتصاد ایران در نیم قرن اخیر سنتا سه کالای سیاسی داشته است. یکی خودرو بوده است. یکی طلا بوده و یکی دلار.

*همه فعالان اقتصادی ایران اعم از یک کشاورز ساده در یک بیزینس کوچک که با خارج کار می کند دائماً قیمت این سه را مونیتور می کنند. ما موفق شده بودیم از حدود سال های ۷۹ و ۸۰ از طریق افزایش شدید قیمت و افزایش شدید تولید خودرو این را موقتا از حالت سیاسی بودن خارج کنیم. دوباره برگشت سر جای سنتی خودش.

*تصورم این است که زیاندهی خودروسازها ادامه خواهد یافت. چون توانمندی و فلکسیبیلیتی برای کاهش هزینه هایشان را ندراند. به دلیل ساختار دولتی شان، به دلیل اینکه خودروسازها سهل الوصول ترین هدف همواره بوده اند برای اینکه دولت ها بتوانند اهداف مربوط به اشتغال و مربوط به تثبیت قیمت ها را همه را در آن حفظ کنند، نرخ بهره وری در خودروسازان در سال های اخیر به شدت کاهش پیدا کرده است.

*سه تا اتوبان شاهرگ حیاتی اقتصادی ایران از در زمین های ایران خودرو عبور می کند. می دانید که اینها مالکیت زمین های ایران خودرو بوده است. به لحاظ اجتماعی و سیاسی و امنیتی اینها نمی توانند نیمی از پرسنل شان را بیرون کنند.

*زیان خودروسازان سال ۹۲ هم ادامه خواهد یافت. گرچه ممکن است به شدت امسال نباشد. ولی قطعا ادامه خواهد یافت. حتی سال ۹۳٫ به این دلیل که اینها به نحوی ریخت کرد و پاششان را شروع کرده و ادامه داده اند که امکان اینکه بتوانند تولید خودرو را اصولا به نقطه سر به سرشان برسانند ندارند.

*وضعیت خودرو‌ساز و پیش بینی خودروسازان را باید در چارچوب اقتصاد کلان ایران انجام داد. اقتصاد کلان ایران پیش بینی کردن وضعیتش فوق العاده دشوار است. اگر غیر ممکن نباشد که به نظر من به غیر ممکن رسیده. ولی شما یکسری نشانه هایی دارید. مثلا اگر تحریم ها فرضا به همین شکل ادامه یابد، باید متوسط قیمت دلار در ایران به مثلا سه هزار تومان برسد. دولت باید دلار را سه هزار تومان بفروشد. به این معنی است که قیمت تمام شده خودروسازان باز هم بیشتر خواهد بود.

* اگر این جمله ای که آقای رئیس جمهور درباره کاهش قیمت خودرو گفت را پنج سال پیش گفته بود، مدیر عامل خودور سازی ها بلافاصله قیمت را کاهش می دادند. اما اکنون مقاومت می کنند. این مقاومت در وهله اول متکی به این است که دولت تضعیف شده است. آن نیرومندی سابق را ندارد. هر مدیرعاملی الان عقب نشینی کند و تن به کاهش قیمت ها دهد در حقیقت تن داده به ورشکستگی شرکتش داده است.

*واقعاً هیچ ملتی در دنیا نمی شناسم که این طور خواستار نابود کردن خودش باشد. و از این بابت به شدت متاسف و گله مند هستم. که ما یک صنعت خودروسازی را با مژه های چشممان و با خون جگر خودمان ظرف ۶۰ سال شکل می دهیم و اینگونه یکباره چوب حراج به آن می زنیم که تو موظفی که خودرویی را که ۲۰ میلیون تمام می شود ۱۵ میلیون بفروشی. اصلا چطور شما روزنامه نگاران به دولت به مجلس به شورای رقابت و به همه اجازه می دهید چنین خیانتی کنند.

*آزاد سازی اقتصادی و خصوصی سازی یگانه راه نجات اقتصاد ایران است. ما به صورت پلکانی و همگن به سمت استراتژی آزاد سازی باید حرکت کنیم. آزاد سازی منظومه استراتژی و ژئوپولیتک همگنی است که در درون آن خصوصی سازی هم یکی از اجزایش است و آن وقت آزاد سازی واردات در درون این دوباره رخ می دهد. اگر این همگنی رخ ندهد و شما بخواهید با آزادسازی واردات شروع کنید و آزاد سازی اقتصادی را چوب حراج زده اید. به صنعت خودرو‌سازی تان. مثل اتفاقی که برای صنعت نساجی ما افتاد.

*در ایران واقعا برجسته ترین صنعت بعد از صنعت نفت، صنعت خودرو‌سازی است. به لحاظ سرمایه گذاری که در آن شده است. به لحاظ نیروی انسانی اش. به لحاظ نرم افزارها و سخت افزارهایی که داریم. به این لحاظ که اصلا من می گویم که فرض کنید صنعت خودرو‌سازی و کارخانه های اصلی را درشان را بستیم. واقعا با چه میزان ارزی شما می خواهید یک و نیم میلیون خودرو از خارج وارد کنید؟

۳ نظرات

  1. Elise S. Howe می‌گه:

    آلبرت اینشتین با ارائه نظریه نسبیت خاص نشان داد که این کار از نظر تئوری شدنی است. بر طبق این نظریه اگه شیئی به سرعت نور نزدیک شود گذشت زمان برایش آهسته تر صورت می‌گیرد. بنابراین اگر بشود با سرعت بیش از سرعت نور حرکت کرد، زمان به عقب برگردد. مانع اصلی این است که اگر جسمی به سرعت نور نزدیک بشود جرم نسبی ان به بینهایت میل می‌کند لذا نمی‌شود شتابی بیش از سرعت نور پیدا کرد. اما شاید یک روز این مشکل هم حل شود. بر خلاف نویسنده‌ها و خیالپردازها که فکر می‌کنند سفر در زمان باید با یک ماشین انجام شود، دانشمندان بر این عقیده هستند که اینکار به کمک یک پدیده طبیعی صورت می‌گیرد. در این خصوص سه پدیده مد نظر است: سیاهچاله‌های دوار، کرم چاله‌ها و ریسمانهای کیهانی.

  2. William Williams می‌گه:

    دهه اول ماه ذی الحجه از روزای بسیار بافضیلته. یکی از اعمالی که امام باقر(ع) سفارش کرده اند؛ خوندن دو رکعت نماز بین مغرب و عشا در تمام شبهای این دهه است که در هر رکعت بعد از حمد یک مرتبه توحید و آیه وَ وَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةًوَ قَالَ مُوسَى لِأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لاَ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ‏ خوانده شود.

  3. Selena Clemons می‌گه:

    نکته دوم این است که باید توجه کرد که واقعیت را فقط با واقعیت می‌توان عوض کرد نه با رأی. در عالم واقع، واقعیت‌ها هستند که به‌جای یکدیگر می‌نشینند. بنابراین با گفته‌ها و آرای یک شخص، صرفا نمی‌شود واقعیتی را عوض کرد مگر اینکه گفته یا رای آن شخص به خودی خود حاکی از یک واقعیت باشد. پس باید به‌هوش باشیم که آرا و نظراتمان از پشتوانه استدلالی قوی برخوردار باشند و دیگر آنکه این آرا و نظرات، با عمیق‌ترین خواسته‌های بشر در تعارض و تضاد نباشند. فقط گروه‌ها، افراد و جماعاتی دست به خشونت می‌زنند که یا برای آرا و نظراتشان پشتوانه استدلالی ندارند و یا با خواسته‌های عمیق بشر بر سر جنگند. بنابراین باید همواره یک صافی در ذهن داشته باشیم و آرا و نظرات خودمان را از آن صافی بگذرانیم و ببینیم که چقدر استدلالی‌اند و چقدر با خواسته‌های عمیق بشر در تضاد هستند. اگر این کار را بکنیم هیچ‌وقت دست به خشونت نمی‌زنیم.